🔻 تهمتزنی سیاسی؛ آفت انسجام ملی
🖊 سیدرضا جباری
ــــــــــــــــــــ
خداوند متعال میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ﴾
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمانها گناه است.» (حجرات، ۱۲)
از خطرناکترین آفتهای رقابت سیاسی، آن است که گمان شخصی جای سند را بگیرد و اختلافنظر، به اتهامزنی و تخریب شخصیت تبدیل شود. نقد عملکرد مسئولان حق جامعه است؛ اما نسبتدادن عناوین سنگینی چون براندازی و انحراف، بدون دلیل معتبر، نه نقد منصفانه، بلکه تضییع آبرو و مخدوشکردن فضای اعتماد عمومی است.
درباره شخصیتهایی چون دکتر قالیباف و ... نیز باید میان نقد تصمیمها و انکار سوابق تفاوت گذاشت. کارنامه مدیریتی و انقلابی افراد باید منصفانه بررسی شود؛ نه هر سابقهای مصونیت از نقد میآورد و نه هر اختلافی مجوز اتهام است. وفاداری به انقلاب، با انصاف در داوری سنجیده میشود، نه با شدت اتهامزنی به دیگران.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در عهدنامه مالک اشتر، به حاکم سفارش میکنند:
«فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ»
«مردم دو دستهاند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش همانند تو.» (نهجالبلاغه، نامه ۵۳)
این نگاه، مسئولیت اخلاقی ما را در داوری درباره دیگران سنگینتر میکند. اختلاف سیاسی، مجوز نادیدهگرفتن حرمت انسانها نیست؛ همانگونه که حفظ حرمت اشخاص نیز نباید بهانهای برای تعطیل نقد مسئولانه باشد.
سعدی چه نیکو سروده است:
طریقِ عقل و انصاف است و راهِ دین و داد
که عیبِ خویش ببینی، نه عیبِ دیگران
این بیت، در نقل رایج به سعدی نسبت داده میشود؛ اما برای پرهیز از انتساب غیرمستند، بهتر است از آن بهعنوان شاهد قطعی دیوانی استفاده نکنیم. اصل سخن روشن است: پیش از داوری درباره دیگران، باید معیار داوری خود را نیز به محک انصاف بزنیم.
امروز که کشور با تهدیدهای خارجی و فشارهای گوناگون روبهروست، حفظ انسجام ملی ضرورتی جدی است. اما انسجام با خاموشکردن نقد به دست نمیآید؛ با نقد مستند، پرهیز از تهمت و رعایت انصاف استوار میشود. هر سخنی که بیدلیل اعتماد عمومی را فرسوده کند، نیازمند بازنگری است؛ همانطور که هر خطا و کاستی مدیریتی نیز باید در چارچوب قانون و با دلیل روشن بررسی شود.
انقلابیگری، نه در مصونکردن مسئولان از نقد است و نه در متهمکردن بیدلیل آنان؛ انقلابیگری، ایستادن بر مرز حق، انصاف و مسئولیتپذیری است.